محمد تقي جعفري

7

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

مقياسات بزرگ و چشمگير نيست كه انسان را فوراً به خطا كارى و لغزش خود متوجه بسازد ، بلكه نفوذ و گسترش آن بسيار دقيقتر از آن است كه ما گمان مىكنيم : اين مسئله را در يك عبارت بسيار ساده و مختصر بيان مىكنيم : ما مىدانيم كه اگر لذت جويى در كارهاى ما به عنوان هدف نهايى نمودار گردد ، نقطهء توجه ما همان لذت خواهد بود . اين همان خواستهء من طبيعى است كه سد راه وصول به من ايده آل است . ممكن است بگوييد : اگر نقطهء توجه و انگيزهء ما لذت معنوى بوده باشد چطور ؟ مىگوييم : نتيجه روشنى كه لذتجويى در بر دارد اگر چه در نظر ما لذت معنوى جلوه نمايد ، سقوط حقايق و واقعيات از اصالت در انگيزگى است . اگر شما به لذت در عدالت عشق بورزيد ، آن چه كه انگيزه و هدف شما در بارهء عدالت است لذت ناشى از دادگرى است ، اگر روزى يا در شرايط ديگر موقعيت ديگرى به خود بگيريد ، اين خطر جدى وجود دارد كه همان لذت يا نظير و مشابه آن را در موضوع ديگرى پيدا كنيد ، در آن هنگام كيست كه بتواند به شما اثبات كند كه اين لذت پوچ و باطل است ؟ دليل اين مطلب روشن است ، زيرا ، لذت از مقولهء دريافت درونى است ، ولى عدالت مربوط به قانون و وظيفه است كه خارج از موجوديت طبيعى ما است ، ما مىتوانيم لذتهايى را به جاى لذتهاى ديگر بپذيريم ، ولى عدالت هرگز به جاى ستم و ستم به جاى عدالت نمىنشيند . شما هر لحظه در ميان مىخواهم من طبيعى و بايستگىهاى من ايده آل در كشاكش به سر مىبريد بدان جهت كه وسيلهء فعاليت من طبيعى لذتجويى و دورى از الم است لذا به دست آوردن هدفهاى آن بيش از يك مبارزه احتياج ندارد كه عبارت است از مبارزه با عوامل بيرونى ، يعنى همين كه توانستيد با يك مبارزه بيرونى موقعيتى را به دست بياوريد به هدف من طبيعى رسيده‌ايد ، در صورتى كه براى به دست آوردن هدف در من ايده آل به يك مبارزهء فوق العاده سخت و جدى و با من طبيعى به يك مبارزهء معمولى با عوامل برونى نيازمند هستيد .